تبليغاتX
مشکی روشن
"  اندر مكر زنان "


آورده اندمردی بود که پيوسته تحقيق ِ مکرهای زنان می کرد و از غايت غيرت ،هيچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و کتاب " حيل النساء " (مکرهای زنان) را پيوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبيله ای رسيد و به خانه ای مهمان شد.

بقيه در ادامه مطلب

فرستنده: م.ط از م


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مشکی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 |

4 ماده غذایی برای مقابله با آنفلوآنزای خوكي


مصرف هویج، قارچ، انار و چای سبز

از جمله اقدامات پیشگیرانه در برابر ابتلا به آنفلوانزای خوکی است.

 
همانطور که می‌دانید هر روز بر شمار مبتلایان به آنفلوانزای A افزوده می‌شود، پس برای عدم ابتلا به این بیماری و حذف این روند، پیشگیری‌های اساسی باید صورت گیرد .
در اینجا متخصصان به توضیح 4 ماده غذایی پرداخته‌اند که سیستم ایمنی بدن را در مقابله با این ویروس مقاوم‌تر می‌کند.[ویروس آنفلوآنزای A روزانه تغییر شکل می دهد]


هویج
برای مقابله با این بیماری، هویج انتخاب مناسبی است، چراکه منبع غنی از بتاکاروتن است و بتاکاروتن، مقاومت بدن را در مقابله با این بیماری، بالا می‌برد .
طبق تحقیقات هر چه بتاکاروتن بیشتر مصرف شود، سلول‌های ایمنی بدن که شامل سلول‌های کشنده طبیعی هستند، گسترده‌تر می‌شوند .


قارچ
شما حتما از شنیدن این خبر که سس قارچی که معمولا روی استیک می‌ریزید، سیستم ایمنی بدن را مقاوم می‌کند، خوشحال خواهید شد.
طبق تحقیقات اخیر‌ با استفاده از قارچ، سلول‌های کشنده طبیعی افزایش پیدا می‌کنند و در نتیجه سیستم ایمنی بدن مقاوم‌تر می‌شود.


انار
یکی از دلایلی که از اناربه عنوان میوه‌ای فوق‌العاده یاد می‌شود، داشتن خاصیت آنتی‌اکسیدانی آن است .
انار بیشترین ظرفیت آنتی اکسیدانی را برای مهار یا خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد دارد و با داشتن این خاصیت می‌تواند با بیماری‌های مختلف از جمله آنفلوانزا، مقابله کند .
 اگر انار در دسترس شما نیست می‌توانید از آب انار بدون شکر استفاده کنید.

چای سبز
در چای سبز نوعی آنتی اکسیدان به نام "کاتچین" وجود دارد که می‌تواند سلول‌های ایمنی بدن را افزایش دهد و طبق تحقیقات انجام شده، این ماده حرکت انتشار ویروس را کند می‌کند .
 از دیگر ترکیبات چای سبز،"ال‌تیانین" است.[چای سبز طول عمر را افزایش می دهد]
طبق تحقیقاتی که در هاروارد انجام شده، این ماده، مقاومت سیستم ایمنی بدن را افزایش می‌دهد


فرستنده مطلب:‌برادرم


نوشته شده توسط مشکی در جمعه پانزدهم آبان 1388 |

اینجا آسمان ابریست ،

 آنجا را نمیدانم...

اینجا شده پائیز ،

آنجا را نمیدانم...

اینجا فقط رنگ است ،

 آنجا را نمیدانم...

 اینجا دلی تنگ است ،

آنجا را نمیدانم...

 
 هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!

 نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ...

 استاد دکتر علی شريعتي


فرستنده : محمد

نوشته شده توسط مشکی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 |

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!


منوچهر احترامي

نوشته شده توسط مشکی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 |
داستان عمر آدم ها

 
زمانی که خداوند تقسیم عمر میکرد به آدم 30 سال ، به خر 30 سال ، به سگ 30سال و به میمون 30سال عمر داد.

آدم وقتی فهمید عمر خودش با خر و سگ و میمون یکی است ناراحت شد . اومد پیش خدا اعتراض کرد که چرا طول عمرش با اینکه انسانه با این حیوانات برابره ؟ خدا بهش گفت : خب بذار باهاشون حرف می زنیم هر کدوم هر چند سالی که از عمرشونو  نخواستند می دیم به تو .

آمدن به خر گفتن : تو 30سال عمر داری ، خر گفت : خب باید تو این 30 سال چیکار کنم ؟ بهش گفتن : باید بار این وراون ور ببری آخرم بهت یه غذایی میدن ، خر گفت : خب اگه اینطوریه من 15 سالش را که اضافیه نمی خوام .

آمدن به سگ گفتن : تو 30سال عمر داری ، سگ گفت : خب من باید چیکار کنم ؟ گفتن : باید از اموال دیگران محافظت کنی آخرش یه استخوانی میدن بخوری . سگ گفت : اگه اینطوریه منم 15 سالشو نمی خوام .

اومدن به میمون گفتن : تو هم 30سال عمر داری، میمون گفت : خب من باید چیکار کنم ، گفتن : باید شکلک در بیاری آخرش یه موزی بهت میدن ، میمون گفت : اگه اینطوریه من 15 سالشو نمیخوام .

خدا به آدم گفت : این 45 سال به عمرت اضافه شد

واسه همینه که آدما تا 30 سالگی زندگی میکنن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از 30تا 45 سالگی مثل خر کار میکنن و از 45 تا 60 سالگی مثل سگ از اموالشون نگه داری میکنن و از 60 تا 75 سالگی واسه نوه هاشون شکلک در میارن تا اونا بخندن

نوشته شده توسط مشکی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 |
 امام باقر (علیه السلام)، وقت دعا بچه‌ها را جمع می‌کردند و از آنها می‌خواستند برای دعای ایشان آمین بگویند.
حتماً از بچه‌ها آمین بخواهید اما اگر دعا کردند شما هم آمین بگوئید. اینجا چند تا دعا از زبان بچه‌ها آورده‌ام. آنها را از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" انتخاب کرده‌ام. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم. (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن. (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

ای خدایی که خانممون گفته از بابا و مامان هم مهربونتری! کاش دوباره آقای احمدی‌نژاد (!) به شهر ما می‌اومد و دستور میداد کوچه ما را آسفالت کنند تا مامانم مجبور نباشه هر روز کفشامو توی کوچه با آفتابه بشوره تا گلشون پاک بشه! (محدثه واحدیان / 7 ساله)

کاشکی من یه مغازه توپ فروشی داشتم تا دیگه مجبور نمی‌شدم به جای توپ‌هایی که همسایه‌مون پاره می‌کرد، توپ نو بخرم! (زهرا ایمانی / 12 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)


هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است

نوشته شده توسط مشکی در دوشنبه بیستم مهر 1388 |

قضاوت زود هنگام

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند"  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.


ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"

مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"

نوشته شده توسط مشکی در جمعه هفدهم مهر 1388 |
اصل و نسب برخي از واژه‌های فارسی

 آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح  در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِ پرتي: واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

 

هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

 

چُسان فُسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است..

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.


فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.


اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است..

فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.


لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها يا فاحشة نظامي مي‌گفتند.

نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند
نوشته شده توسط مشکی در شنبه دهم مرداد 1388 |

پژوهشگران هلندی دریافتند که جنینها در رحم مادران خود از نوعی حافظه کوتاه مدت برخوردارند که همزمان با گذر زمان در دوره بارداری قدرت این حافظه بهتر می شود.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مهر، گروهی از محققان مرکز پزشکی دانشگاه مستریخت با انجام آزمایشاتی بر روی 100 زن باردار به این نتایج دست یافتند.

در این آزمایشات برای این زنان یک سری تحریکات ملایم با استفاده از دستگاهی که برای اندازه گیری ضربان قلب جنین به کار می رود تجویز شد. این تحریکات به منطقه نزدیک به بند ناف جنین وارد شد. دستگاه به کار رفته در این آزمایش "تحریک کننده آکوستیک جنین" نام دارد.

با هر تحریک، جنین با حرکات بدن خود واکنش نشان می داد. محققان این حرکات را با استفاده از اکوگرافی ثبت کردند. پس از انجام تعداد مشخصی از این تحریکات مکانیکی به نظر رسید که جنین با این لرزه ها خو گرفته است به طوری که بدن خود را دیگر حرکت نمی داد.

در دومین بخش حرکات مکانیکی که به فاصله 10 دقیقه انجام شد جنین دوباره با حرکات اندک بدن خود به آنها واکنش نشان داد.

براساس گزارش لس آنجلس تایمز، این دانشمندان از این آزمایشات نتیجه گرفتند که جنین دارای یک حافظه کوتاه مدت است که به کمک آن می تواند تحریکات را به خاطر بسپارد اما پس از 10 دقیقه وقفه این خاطره از بین رفت و بنابراین دوباره به تحریکات واکنش نشان داد.

این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "جنین تحریک و تعداد تحریکات لازم برای عادت کردن به آنها را به یاد می آورد که به نظر می رسد این خاطره بسیار کوتاه مدت است."

اولین حافظه جنین از هفته سی ام زندگی آغاز می شود و در حدود هفته سی و ششم یعنی زمانی که جنین آماده ورود به دنیای خارج می شود قدرت این حافظه به اوج خود می رسد.
نوشته شده توسط مشکی در پنجشنبه یکم مرداد 1388 |

خواص بادام تلخ

 بادام میوه‌ای است كه دارای خواص درمانی زیادی است،اما پزشكان متخصص تغذیه معتقدند بادام تلخ دارای خواص دارویی بیشتری است.

بادام تلخ برای تنگی نفس،سرفه و ورم ریه مفید است.همچنین مالیدن آن بر دور چشم،بینایی را تقویت می‌كند.این میوه سنگ كلیه و قولنج را برطرف می‌كند و روغن آن خاصیت مسهلی دارد و ضد سرمازدگی است و‌ ترك دست و پا را درمان می‌كند.مالیدن روغن بادام تلخ روی صورت،لكه‌ها و چین و چروك را درمان می‌كند.

چغاله بادام نیز برای تقویت لثه و دندان مفید است و خشكی دهان را از بین می‌برد.

جوشانده برگ درخت بادام نیز نارسایی كبد و كیسه صفرا را درمان می‌كند.

بادام تلخ را آسیاب كرده و با سركه مخلوط كنید،ضماد خوبی برای سردرد است.ریختن یك قطره روغن بادام تلخ در گوش برای رفع زنگ زدن موثر است.

خوردن بیش از اندازه بادام شیرین برای معده مضر است و روزی 5 دانه بادام كفایت می‌كند

نوشته شده توسط مشکی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 |
 
مطالب قدیمی‌تر