کشتار بیرحمانه یک پلنگ ماده با ضربات چوب و سنگ

کشتار بیرحمانه یک پلنگ ماده با ضربات چوب و سنگ
 در شهرستان تایباد + تصاویر
پس از کشته شدن ۳ قلاده پلنگ ایرانی در استهبان، خرم آباد و بافق در کمتر از ۱۵ روز، در کمال ناباوری از شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی خبر می رسد یک قلاده پلنگ ماده توسط افراد محلی به طرز وحشیانه ای کشته شده است.

این ماده پلنگ نخست توسط سگ های گله تعقیب و گرفتار شده، سپس با رسیدن چهار نفر از چوپانان با ضربات متعدد چوپ و سنگ کشته می شود.

در تصاویر دریافتی از لاشه این گونه ارزشمند کشور، کاملا مشخص است که جمجه و فک پایین پلنگ بر اثر ضربات اجسام سخت کاملا خرد شده است.

با یوزپلنگ ها بدوید!

پیشنهادی برای آخر هفته
با یوزپلنگ ها بدوید!


زیست بوم/ اصغر محمدی فاضل*: اگرچه سازمان های خیریه، هیات مذهبی و انجمن ها سابقه چندصد ساله در تاریخ ما دارند ولی نسخه جدید سازمان های مردم نهاد یا چنان که به اختصار «سمن» گفته می شود عمری طولانی در ایران ندارند. در دورانی حمایت شدند و قدر دیدند و در صدر  نشستند و  در دوران دیگر به حاشیه رانده شدند، گاهی مورد مشورت بودند و بعد کمتر به آنها اعتماد شد و  بعدتر در جاهایی سنگ پیش پایشان انداختند. حوزه محیط زیست نیز از این فراز و فرود برکنار نماند. طی دو دهه اخیر علاقه مندان به محیط زیست و منابع طبیعی با شتاب به تشکیل انجمن ها دست زدند و فعالیت هایشان را آغاز کردند، اما کم تجربگی، بی برنامگی، شتابزدگی و در مواقعی تنگ نظری، باعث شد خیلی زود از نفس بیفتند. با تغییر دولتها آن شوق آغازین جایش را به یاس و ناامیدی داد و ریزش شروع شد، به شکلی که انجمن های واقعا فعال و سرپا که باقی ماندند به انگشتان دو دست نمی رسند. آنهایی که سخت جانی کردند و در روزهای دشوار مقاومت کردند به نظر می رسد حالا دارند «اجر» این «صبر» را می بینند.

انجمن يوزپلنگ ايراني يکی از این نمونه های اخیر است که خشت های نخستین آن را 
تعدادی از دانشجوی علاقمند به طبيعت و حيات وحش ایران در سال 1380گذاشتند و امسال سیزدهمین سال برپایی آن را به آرامی جشن گرفتند. در چند دوره ریاست آموزشکده/ دانشگاه محیط زیست و نیز مسئولیتم در سازمان حفاظت محیط زیست این بخت را داشتم که از نزدیک شاهد فعالیت آنها باشم. بی ادعا، پرتلاش و جسورانه کار می کردند، البته گاهی با قهر و غرور! با هزینه شخصی به سفرهای دور و نزدیک می رفتند و به آموزش افراد بومی و محلی بیشتر از حصارکشی و به عشق مردم به طبیعت بیش از فنس بندی اعتقاد داشتند. وقتی خبر کشته شدن یوزپلنگی توسط شکارچیان، تصادف یا حتی حمله سگ های گله را می شنیدند غمگین می شدند اما دوباره با اراده بلند می شدند و کارشان را پی می گرفتند. برای شکل گیری، پویایی و ماندگاری این انجمن افراد بسیاری زحمت کشیدند و عرق ریختند. خوب است قدر همه آنها که بودند و حالا نیستند را دانست و نام شان را به نیکی بُرد. 

پنجشنبه و جمعه 7 و 8 شهریور هفتمین جشنواره حفاظت از یوزپلنگ ایرانی در باغ وحش ارم برگزار می شود. فعالان این انجمن به روال سال های گذشته در این دو روز به معرفی انجمن، ارائه آموزش در خصوص یوزپلنگ ها و مخاطراتی که این گونه زیبا و باشکوه را تهدید می کند می پردازند و از علاقمندان عضوگیری می کنند.

به احترام طبیعت و در حمایت از همه کسانی که 
بی مزد و منت برای پاسداری از تنوع زیستی ارزشمند این آب و خاک می کوشند، آخر هفته می توانید به باغ وحش ارم بروید و "با یوزپلنگ ها بدوید".


*عضو هیات علمی دانشگاه محیط زیست
منبع: پایگاه خبری تحلیلی زیست بوم
www.zistboom.com

چطوردر سفر از گرسنگی نمیرید!

چطوردر سفر از گرسنگی نمیرید!



زیست بوم گردشگری: اگر مقصدتان یک شهر یا روستاست، از قبل آمار غذاهای محلی اش را درآورید. وقتی هم به آنجا رسیدید آدرس بهترین جایی که می توانید غذای محلی بخورید را از خود اهالی بگیرید.

 * نیازی نیست همه خوردنی های خانه را توی کوله تان بار بزنید. نان را می توانید از روستاها یا شهرهای توی راه تهیه کنید. تخم مرغ و لبنیاتی مثل پنیر و شیر محلی و حتی میوه بومی یک منطقه را هم می توانید از روستاییان بخرید.

 * اگر چادرتان را جایی علم می کنید که از شهر دور است باز هم لازم نیست همه وعده های غذایی تان را با خودتان ببرید. توی مسیر برنامه ریزی کنید و در آخرین آبادی که سوپرمارکت یا بقالی دارد، خرید کنید. خلاق باشید و با خریدن سیب زمینی، گوجه، پنیر و کمی سوسیس یا کالباس روی آتش جلوی چادر، برای خودتان غذا بپزید.


بقیه در ادامه مطلب

بازداشت دوبلورهای«حریم‌سلطان»در ایران

بازداشت دوبلورهای«حریم‌سلطان»در ایران 

سینماپرس: بینندگان سریال تلویزیونی «حریم سلطان» از این پس باید این سریال را با زیرنویس فارسی و یا به زبان اصلی ببینند چون دوبلورهای این سریال که در ایران اقدام به دوبله این سریال می کردند دستگیر و برای انجام مراحل قضایی راهی بازداشتگاه شده اند.

 
مجموعه «حریم سلطان»، یکی از مجموعه های ماهواره ای است که طی مدت نمایش توانسته مخاطبان بسیاری را در ایران جذب کند. این سریال که با دوبله فارسی در یکی از شبکه های ماهواره ای نمایش داده می شود، داستان حکومت سلطان سلیمان یکی از پادشاهان عثمانی را روایت می کند که درگیر مسائل روزمره کاخ و همسران خود است.
 
شاید یکی از دلایل جذب مخاطب ایرانی به این مجموعه، دوبله نسبتا مناسب آن در مقایسه با دیگر سریال هایی است که در شبکه های ماهواره ای پخش می شد.
 
شنیده ها حاکی از آن است، با توجه به اینکه این سریال در ایران دوبله می شود، تعدادی از صداپیشگان مجموعه «حریم سلطان» و به خصوص صداپیشه شخصیت سلطان سلیمان مدتی پیش در ایران دستگیر شده و به زندان منتقل شده اند.

خوک و گاو


خوک و گاو
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.

کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟

جواب گاو این چنین بود:

شاید علتش این باشد که:
"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"

پوشک بچه و مسابقه ایران – کره جنوبی!

پوشک بچه و مسابقه ایران – کره جنوبی!

زیست بوم/احسان محمدی:  انتشار عکسی که تماشاگران اندک کره جنوبی را در پایان مسابقه میان تیم ملی کشورشان و تیم ملی ایران در حال جمع آوری زباله های خود لابلای صندلی های ورزشگاه آزادی نشان می دهد یکبار دیگر این سوال را در ذهن ایجاد کرد که آیا ما « واقعاً» کشورمان را دوست داریم؟


1- محمود سریع القلم استاد روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی در یک گفتگو می آورد:« یک بار من به عنوان یک کار میدانی از تهران تا چالوس که در ماشین نشسته بودم و راننده هم نبودم یک تکه کاغذ دستم گرفتم و بطور هدفمند در جاده نگاه می کردم. تمام زباله هایی که مردم از ماشین شان بیرون می ریختند من شماره گذاری می کردم و بعد یک وزن حدسی هم....

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

چیـن؛ کشـور خـودکـشی + عكس

چیـن؛ کشـور خـودکـشی + عكس

در هر دو دقیقه در کشور چین یک نفر سعی می کند خودکشی کند، رسانه های دولتی می گویند این آمار یکی از بالاترین نرخ خودکشی در جهان است.

تصاوير در ادامه مطالب

ادامه نوشته

آرزوی خانم ها...

آرزوی خانم ها


خانمی در زمین گلف سرگرم بازی بود. ضربه ای به توپ زد که سبب پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.


قورباغه ای در تله ای گرفتار بود و از عجایب آن روزگار این بود که آن قورباغه به زبان آدمیان سخن میگفت!

قورباغه رو به آن خانم گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.


خانم ذوق زده شد و خیلی سریع قورباغه را آزاد کرد.

قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم.

هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!


خانم کمی اندیشید و گفت: ایرادی ندارد و آرزوی اول خود را گفت:

من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت: اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و شاید چشم زنهای دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست بدهی.
خانم گفت: مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند.

پس آرزویش برآورده شد.

سپس گفت: من می خواهم پولدارترین آدم جهان شوم.

قورباغه به او گفت: شوهرت ۱۰ برابر پولدارتر می شود و شاید به زندگی تان آسیب بزند.

خانم گفت: نه هر چه من دارم مال اوست و آنوقت او هم مال من است.

پس آرزویش برآورده گردید و پولدار شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت: می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!!!

نقش زنان در پیشرفت شوهرانشان/طنز

می گویند “زن” ها در موفقیت و پیشرفت
شوهرانشان نقش بسزایی دارند …


ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود : زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم.

اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت: “خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!”

گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم. آن هم با قیافه ایی حق به جانب. ..

باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت: “خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!”

شدیم معاون وزارت امور خارجه که خانم باز گفت: “خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو …؟!”

شدیم وزیر امور خارجه و گفت: “فلانی نخست وزیر است … خاک بر سرت کنند!!!”

القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گام های مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.

تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت: “خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی!!!”

مدیریت بحران

روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد..
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.
مرد اول به دومي گفت : قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم...


و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !